♥یکــ فنجانــ احساســ♥

     

 

سخت است ببازی

 

 

 

تمام احساس پاکت را

 

 

 

 

و هنوز نفهمیده باشی

 

 

 

اصلا دوستت داشت؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 شهريور 1394 ساعت 0:33 توسط ELIDA |

اگه عشقت کورم کنه مهم نیست!!

 حس بودنت

قشنگتر از دیدن دنیاست!!

+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:51 توسط ELIDA |

      گـــاهی
 
به قــدری دلـم برایــت تنـگ میشــود
 
کـه ..
 
حاضرم حتی
 
 
بادیگـــری ببینمــت
 
فقــــط ببینمــــت
+ نوشته شده در چهارشنبه 19 شهريور 1394 ساعت 0:34 توسط ELIDA |

یکــ فنجانــ درد بدون شکــر

 

برایتــ اورده امــ بنوشــ...

 

 تا از دهـن نیفتاده بنوشــ

+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:12 توسط ELIDA |

چقدر دلم طعم زمستانی تورا لک زده است
 
درست در ابتدای بودنت
 
با یک فنجان داغ ایستاده ام
 
و من که هنوز یادم مانده است
 
پالتوی کوچکم را پر از عطر دستانت کنم
 
داغ..
 
مثل یک فنجان داغ
+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:13 توسط ELIDA |

امشب ..

هیچ چیز نمی خواهم

نه اغوشت را

نه نوازش عاشقانه ات را

نه بوسه های شیرینت..

فقط بیا

می خواهم تا سحر به چشمان زیبایت خیره بمانم

همین کافی است

برای ارامش قلب بی قرارم

تو فقط بیا ...

+ نوشته شده در 28 تير 1394 ساعت 22:29 توسط ELIDA |

بودنــت را دوســـت دارمــ

وادارمــ میکنیــــ کــه بـه هیــچ کـس فکــر نکنمــ

جــز تـو...

نـگــاهـت را گره بزنــ...

بهــ هــر لـحظه ی مــــــنــ...

حس امنیت میکنم

وقتی تو

درگیر منی...

+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:18 توسط ELIDA |

 

 

گاهى ...

دلت"به راه" نیست!!

ولى سر به راهى ...

خودت را میزنى به "آن راه" و میروى...

و همه، 

چه خوش باورانه فکر میكنند..

که تــو..

"روبراهى"....!

+ نوشته شده در 28 تير 1394 ساعت 20:41 توسط ELIDA |

احســـــــــــــاسي دلتنـــــــــــگي  


تنهايي آدمها 


ب عمق يه درياست 


ولي براي پرکردنش

 

                    يه ليوان 


                      محبت کافیست..

+ نوشته شده در يکشنبه 22 تير 1394 ساعت 13:35 توسط ELIDA |

 

 

 

اگه از بچه گی

 

 

 

به جای مرد گریه نمیکنه


 

می گفتن

 

مرد که نامردی نمیکنه


 

خیلی دنیای بهتری داشتیم

+ نوشته شده در جمعه 20 تير 1394 ساعت 15:56 توسط ELIDA |

 

من به تو حس عجیبی دارم

 

حس یک تشنه به اب

 

حس ابری که پر از باران است...

 

حس پرواز پرنده... تا اوج

 

حس خوابی ارام پر از رویای بهار

 

حس رفتن و رسیدن با شوق

 

عشق باید که چنین حس عجیبی باشد..

 

شاید.. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:15 توسط ELIDA |

در دنیا فقط یک نفر لبخند مرا خواست





...عکاس...


ان هم پولش را گرفت

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 تير 1394 ساعت 20:16 توسط ELIDA |

من و تو

همان ادم و حوا ی مدرنیم

که دلمان می خواهد

شریک شویم باهم

در خوردن یک سیب

حتی اگر رانده شویم از اینجا... 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1394 ساعت 0:17 توسط ELIDA |

nkfqf2fn3nlztm61n4x.jpg

 من دوستت دارم ...

ولی نمیخواهم هر لحظه و هر ثانیه دوست داشتنم را به یاد بیارم

خسته ام دیگر ...

دلم یک دوست داشتن از ته قلب میخواهد ولی گدایی اش نمی کنم...

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 تير 1394 ساعت 18:44 توسط ELIDA |

nco2ag0iob2n3d348nc.jpg

اگر تـــو نبودی عشـــق نبود

همین طور اصـــراری برای زندگــــی

اگر تــو نبودی ...

رمین یک زیر سیگـــــاری گلی بود

جایـــــی برای خاموش کردن بی خوصلگی هـــــــا

+ نوشته شده در سه شنبه 11 شهريور 1394 ساعت 19:58 توسط ELIDA |